الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
246
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
تا اين كه در كنار چاهى از چاههاى بنى قريظه فرود آمد . سپس به تيراندازان دستور داد كه پيش بيايند و تيراندازى كنند . « 1 » ( 1 ) پس از آن سعد بن ابى وقاص روايت كرده است : رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به من دستور دادند : پيش برو و تيراندازى كن . من در آن هنگام حدود پنجاه تير داشتم كه جلو رفتم تا تيرهايم به آنها برسد و مدتى به سوى آنها تيراندازى كردم . . . كعب بن عمرو مازنى روايت كرده است : در آن روز آنچه تير در اختيار داشتم ، پرتاب كردم تا ساعتى از شب گذشت ! در تمام اين مدت رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در حالى كه سلاح پوشيده بود ، بر اسب نشسته بود و بر كار ما نظارت مىكرد و ديگر اسب سواران نيز در اطراف او آمادهء جنگ ايستاده بودند . سپس رسول الله صلّى اللّه عليه و آله دستور داد كه به اردوگاه خويش بازگرديم . در اردوگاه ، شام ما را خرماهايى تشكيل مىداد كه سعد بن عباده فرستاده بود . . . آن حضرت هم از آن مىخورد و مىفرمود : خرما چه غذاى خوبى است ! فرداى آن روز ، رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله تيراندازان را به جلو فرستاد و به بقيهء لشكريان دستور داد كه قلعهها را از هر طرف محاصره كنند و تيراندازان از هر طرف به سوى قلعه تير و سنگ پرتاب مىكردند و اگر عدهاى خسته مىشدند ، عدهء ديگرى جاى آنها را پر مىكردند . ( 2 ) از محمد بن مسلمه روايت كرده است : ما به قلعه رفته و از نزديك بر آنها تير مىانداختيم و اطراف قلعه را خالى نمىكرديم تا شب فرا رسيد . . . از ابن عمر روايت كرده است : تا جايى كه برايمان امكان داشت به سوى آنها تيراندازى مىكرديم و آنها از فراز قلعه به شدت سنگ و تير به سوى ما پرتاب مىكردند ! ابن مسلمه نقل كرده است : ما به اردوگاه خود بازنگشتيم تا آنها از جنگ دست برداشتند و گفتند : مذاكره مىكنيم . ( 3 ) براى همين نبّاش بن قيس را فرستادند كه او به صحبت با رسول اللّه پرداخت و گفت : اى محمد ، همان گونه كه با بنى نضير رفتار كردى با تو مذاكره مىكنيم ، به اين صورت كه تمام اموال و اسلحه مال تو باشد و در مقابل از خون ما درگذرى . آنگاه به همراه زنان و فرزندان ، ديار خود را ترك مىكنيم و هر كدام به اندازهء يك بار شتر با خود مىبريم . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اين پيشنهاد را قبول نكرد . دوباره آمدند و گفتند : از خون ما بگذر و زنان و فرزندانمان را به ما واگذار و احتياجى به يك بار شتر نداريم .
--> ( 1 ) . مغازى واقدى ، 2 : 500 - 497 .